به سلامتی خودم که همیشه تنهام...
-
تاریخ: 1393/8/5 ساعت: 14:37
بــــــ سلامتی خودمــــ چــــــــون با همه خندیدم هـــــمه رو دلداری دادم نگــــــــران هـــمه شدم بــــــه همــــه اهـــمیت دادم بغـــــض های خیلی هارو به...
غصه هایت که ریخت ؛ تو هم همه را فراموش کن...
-
تاریخ: 1393/8/6 ساعت: 10:06
غصه هایت که ریخت ؛ تو هم همه را فراموش کن ؛ دلت را بتکان اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین ؛ بگذار همان جا بماند فقط از لابه لای اشتباهایت؛ یک تجربه را بیرون بکش قاب کن و بزن به دیوار دلت. دلت را محکم تر اگر بتکانی ؛ تمام کینه هایت هم میریزد ...
عــــــشق یعــــنی.....
-
تاریخ: 1393/4/15 ساعت: 2:35
عـــــشق یــــــعنی چون خورشید تابیدن بر شب های دوست و چـــون بـــرف ذوب شدن بر غم های دوست تا حالا دلت خواسته که همیشه و همه جا در کنار یکی باشی ؟ تا حالا دلت خواسته به کسی بگی دوستت دارم ؟ تا حالا دلت خواسته خودت رو...
عشقی که سراسر وجودم را به لرزه می انداخت...
-
تاریخ: 1393/4/11 ساعت: 13:54
دنبال بهانه ای بودم که باز بیایم وبرایت بنویسم ؛ همه احساسی را که به تو دارم. قلبم بی تابانه بهانه ات را میگیرد که بار سفر بستی و رفتی. دوست دارم پرواز کنم تا که از میان ابرها بگذرم و به وسعت عشق تو دست یابم. دوست دارم تنها در گوشه ای خلوت گزینم تا که شاید ذره ای از زجر هایت را حس کنم. دوست دارم در ...
نیستی تا ببینی بی تو چه غمگین میگذرد...
-
تاریخ: 1393/8/6 ساعت: 9:56
نیستی تا برایت بگویم که چه غمگین میگذرد ؛ همان بهاری که قولش را داده بودی. نیستی تا دوباره دستانت را به دور تنهایی هایم حلقه کنی. تا ببینی چگونه بی تو هردم رو به سوی نیستی میروم ودیگر هیچ چیز حتی چشمان تو جلو دارم نیست. فاصله ها چه آسان تو را از من گرفتند ؛ و من هنوز ؛ هر لحظه به هوای آغوش تو نفس ...
ماه مبــــــارک رمضان...
-
تاریخ: 1393/4/7 ساعت: 17:30
مـــژده که شد ماه مبارک پدید به عــاصیان وعده ی رحمت رسید بار خدایا.... وسوسه های نفس نگذاشت ؛ جانم در نهر رجب تطهیر شود... از در آویختگان درخت طوبای شعبان هم که نبودم... ترحم فرما و در دریای رحمت رمضانت مستقرم نما... وبلاگ ساحل آرامش ماهی سرشار ...
ای سردارفاتح سرزمین احساسم...
-
تاریخ: 1393/8/6 ساعت: 9:54
به خودت افتخار کن ؛ ای سردار فاتح سرزمین احساسم که سرزمین وحشی احساسم را به بند کشیده ای و بر قلب و جانم " حـــــــــاکمی " به خودت افتخار کن ؛ قلبی را که به قیمت سالها تنهایی حفظ کرده ام به ناز چشمی تسخیر کرده ای به خودت افتخار کن ؛ ای حا...
دوستت دارم به نجابت باران قسم...
-
تاریخ: 1393/8/6 ساعت: 9:51
گاه دلم میگیرد ؛ گاه زندگی سخت میشود ؛ گاه تنها تنهایی آرامش می آورد گاه گذشته اذیتم می کند این گاه ها " گهگاه " تمام روز و شب من میشود آن وقت بغض گلویم را میگیرد درست مثل همین روزها...... دیوارها دست هایم را میشناسن...
قدر لحظه لحظه این روزهارا بدان...
-
تاریخ: 1393/4/4 ساعت: 16:19
او که میرود ؛ برای همیشه هم میرود ؛وآنقدر تنها میشوی که حتی نام روزها را فراموش میکنی و گذشت زمان را احساس نمیکنی .از صدای تیک تیک ساعت بیزار میشوی و با آنکه تنگ دل تو شکست ؛ اما ماهیش آزاد نشد. راســــــــــتی !!!!!! تویی که او را خیلی دوست داری ؛ اگه هنوز باد شمع هایت را خاموش نکرده ؛ اگه هنوز ش...
تو نباشی ؛قانون بقا هم پوچ است...
-
تاریخ: 1393/4/3 ساعت: 22:37
منم یه روزی شاد بودم ؛ بی خبر از کار دنیا ؛ یکی می آید و یکی میرود. این قانون بقای زندگیست. اما تو که رفتی هیچ کس نیامد ؛ انگار قانون بقا هم پوچ است. وقتی که تو نیستی. سیامک جان تا ابد در یادم خواهی ماند...
دود سیگار وآهنگی پراز خاطره...
-
تاریخ: 1393/8/5 ساعت: 14:47
ساعت 12 دقیقه نیمه شب بود.شب و تنهایی و یه سکوت آروم و یواش . داشت موزیک گوش میداد. سیگار برداشت و روشن کرد و رفت کنار پنجره کام گرفت. به آسمون نگاه کرد ؛ یک شب سرد و آروم ؛ پنجره ی نیمه باز ؛ دود سیگار و آهنگی که پر از خاطره بود. سیگارش تموم شد ؛ پنجره رو بست که هوای اتاقش سرد نشه .رفت رو تختش و گو...
گفتند مارا که عشق چیست ؟
-
تاریخ: 1393/4/3 ساعت: 11:52
گفتند مارا که عشق چیست ؟ ....... گفتیم همان لحظه ی دلواپسی ست. گفتند مارا که عاشقی چیست ؟..... گفتیم همان تنهایی و دیوانگی ست. گفتند ما را که عاشق کیست ؟..... گفتیم آن که سال ها با عشق زیست. گفتند ما را که معشوق کیست ؟.... گفتیم آنکه لایق عشق بازی ست. گفتند ما را عشق تو کیست ؟.... خـــــــاموش شـــ...
کافیست انار دلت ترک بخورد...
-
تاریخ: 1393/8/5 ساعت: 14:42
درخت انار عاشق شد ؛ گل داد ؛ سرخ سرخ گل ها انار شد ؛ داغ داغ . هر اناری هزارتا دانه داشت دانه ها عاشق بودند ؛ توی انار جا نمیشدند انار کوچک بود ؛ دانه ها ترکیدند انار ترک برداشت ؛ خون انار روی دست لیلی چکید لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید مجنون به لیلی اش رسید ؛ راز رسیدن فقط همین بود کافیست ان...
نگران من نباش ؛ توارزشش راداشتی...
-
تاریخ: 1393/8/5 ساعت: 14:51
نگران من نباش ؛ میدانم داشتنت تاوانی خواهد داشت به بزرگی تمام دردهای عاشقانه اما تو ارزشش را داشتی میخواهم حتی برای یک لحظه تو را داشته باشم و یک عمر در غم نداشتنت بسوزم...
لمس کن این با تو نبودن ها را...
-
تاریخ: 1393/4/2 ساعت: 10:00
لمس کن کلماتی را که برایت مینویسم تا بخوانی و بفهمی که چقدر جایت خالیست تا بدانی که نبودنت آزارم میدهد لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان که از قلبم بر قلم وکاغذ میچکد ...
یک لحظه حضور توازآن من....
-
تاریخ: 1393/8/5 ساعت: 14:53
تمام من از آن تو..... یک لحظه حضور تو از آن من است..... عاشقانه های هر شبم با خیال تو..... " دوستت دارم سیامک جان "
با دیدگانی تار مینویسم برای تو...
-
تاریخ: 1393/4/1 ساعت: 20:03
با دیدگانی تار مینویسم برای تو ....... و برای دل دل..... این دل تنگ و تنها..... امروز تنهاتر از هر زمان دیگری هستم. تو هستی در تار و پود لحظاتم...... اما ...... سهم من از این دنیای رنگی همیشه تنهایی بوده . چشمانم را از من مگیر؛ بگذار تا جان دارم برای تو بنویسم. برای تو ...... واز تو..... تویی که مهر...
دلتنگ روزهای با تو بودن...
-
تاریخ: 1393/8/6 ساعت: 9:49
باهم بودیم ؛ اما تو رفتی .... نتوانستم پیدایت کنم و به امید اینکه هنوز در این دنیایی..... بـــــــــاران شـــدم تادرجایی بدون سقف و چتر پیدایت کنم.... سیامک عشقم دلتنگم دلتنگ روزهای با تو بودن ؛ من صدایت کنم " عشقم " وتو بگویی " جونم " و من سیر نشوم از این جانم گفتنهایت و باز صدایت کنم....
من از یادت نمیگذرم....
-
تاریخ: 1393/8/6 ساعت: 9:48
زمان آرام میگذرد و من تنها با یادت نشسته ام دنیا هم بگذرد ؛ سیامک جان من از یادت نمیگذرم...
صدای فریادم را چه کسی خواهد شنید...
-
تاریخ: 1393/4/1 ساعت: 2:25
عشق یعنی صدای بیداد گریه؛ سکوت تلخ فریاد؛ نیم نگاه شهامت در پس نقاب خیال؛ آخرین ترانه لالایی؛ گریه های بی صدا ؛ نگاه پر ز حسرت؛ آتش سوزان خاموش...... چگونه میتوان فریاد زد ؛ وقتی حتی نفس در سینه باقی نیست؟ چگونه میتوان خاموش شد ؛ وقتی حتی جرعه ای از سرما نیست؟ من در پس چهره ی غمگینت فریاد ...